
|
|
توله سگ دوست داشتنی من(سی دی دو) خوب منم تصمیم گرفتم اونو بایکوت کنم.آروم بدون اینکه هیچکدومشون بشنون به خودم گفتم:"این موجود از این به بعد از نظر من وجود خارجی نداره . تنها محبتی که ممکنه گاهی بهش بکنم اینه که یه نیشگون اساسی از پشتش بگیرم یا با لگد از رو کاناپه بندازمش پائین و با این شکنجه های روحی و بدنی کم کم سوسکش کنم و بعدم که سوسک شد با یه دمپایی کارشو بسازم." فردا صبحش وقتی کشف کردم که یه لنگه از کفشم گم شده ، حس کردم مکس کارشو خوب بلده و خالی بند نیست.همونطور که این توله سگ دنبالم بود تمام خونه رو گشتم . لذت محضو تو چشای مکس می دیدم . مطمئن بودم کار ، کار خودشه ولی هیچ مدرکی نداشتم . آخرشم وقتی خانم داشت زباله ها رو جمع می کرد که من ببرم بذارم دم در ، لنگه کفشو تو سطل زباله آشپزخونه پیدا کرد . شب وقتی خانم رفت بخوابه رفتم سراغ مکس و چوب دستی قشنگ و محکمی رو که یادگاری یکی از دوستام بود بهش نشون دادم و بهش فهموندم که اگه یه بار دیگه منو اذیت کنه چوبو رو سرش خورد می کنم و تیکه هاشو به خوردش می دم . و اونشب آخرین شبی بود که چوب دستیمو دیدم . با توجه به اینکه این توله سگ نمی تونست تنهایی از خونه بره بیرون حدس می زنم که چوب دستی رو خورده باشه . رابطه ما خیلی خیلی تیره شده بود . توله سگ وقت خیلی زیادی واسه فکر کردن و در نتیجه کشیدن نقشه های شیطانی داشت . مرتب کلکای تازه تری به ذهنش می رسید و با انجام دادن اونها اعصاب منو بیشتر خورد می کرد. لعنتی می تونست اخلاقشو تو دو دقیقه کاملا عوض کنه . وقتی دوستای خانم می اومدن خیلی خانم وار می نشست و با احترام سرشو روی زانوهای اونا می ذاشت و اجازه می داد نازش کنن ولی به محض اینکه رفقای من می اومدن اخلاق آریستو کراتیش (نجیب زاده ای) کاملا غیب می شد . از اتاق می رفت بیرون و با پارس کردن بهشون فحش می داد و حتی بعضی وقتا سعی می کرد پشت شلوار شونو گاز بگیره بی تربیت.حتی یه دفعه بلیط مسابقه فوتبال منو که هزار بدبختی از فرشید دزدیده بودم رو خورد ولی اوج شاهکارش وقتی بود که نامه های دوست دخترام رو که سالهای سال (چون دلم نیومده بود بسوزونمشون ) با بدبختی از خانم قایم کرده بودم رو پیدا کرد و وسط اتاق خواب ریخت که اگه من به موقع نرسیده بودم خونه فرداش یا دادگاه بودم یا بهشت زهرا...نه...این دیگه قابل تحمل نبود.نشستم و راههای مختلف ادب کردن این توله رو پیش خودم مجسم کردم و لذت بردم: 1)با لگد از پنجره طبقه سوم پرتش کنم تو خیابون بعد با ماشین از روش رد بشم خوبی این روش این بود که طبیعی به نظر می رسید ولی بدیش این بود که اولا خیلی پنهانکاری می خواست و دوما خونه ما اصلا یه طبقه بیشتر نبود. 2)اونو زیر کولر با زنجیر ببندم و وقتی دارم کولرو برای سرویس درمیارم اشتباها بیفته رو سرش.این روشم خیلی خوب بو ولی بدیش این بود که توله سگ پاشو بدون خانم از اتاق بیرون نمی ذاشت که بشه کولرو انداخت روش. 3)ببرمش تو فاصله صدکیلومتری بکشمش و برگردم.اینطوری هر چقدر سر و صدا می کرد صداش به گوش خانم که سهله به گوش خدا هم نمی رسید ولی بدیش این بود که خانم به عیب شدن همزمان ما دو تا شک می کرد. 4)یه سیم برقو موقع برقکاری یادم بره رو زمین و اتفاقی اون سیم بیفته تو ظرف آب مکس و مکس بیچاره موقعی که می خواد آب بخوره خشک بشه مثل چوب بستنی.ولی خوب هیچکس باور نمی کنه که همه این اتفاقا اتفاقی بوده. 5)صبح وقتی می خوام برم سرکار اتفاقی قلاده مکس گیر کنه به سپر ماشین و منم متوجه نشم و تا محل کار(که اتفاقا اونروز خارج از شهره) اونو پشت ماشین بکشم تا قیمه قیمه بشه و دیگه نیازی به تشریح نداشته باشه.ولی بدبختی اینه که این توله سگ فقط با خانم پاشو از خونه می ذاره بیرون. و همه راههای دیگه که حتی وقتی بهشون فکر می کردم احساس پستی و بی رحمی بهم دست می داد ولی لذت بخش بود.بهرحال حالا چن سال از اون زمان گذشته... راستی...اگه شما هم مث خانم من و خیلیای دیگه به این جمله معتقدید که سگ بهترین دوست انسانه من می تونم بهتون یه دوست خوب بدم.یکی از بچه های این توله سگه رو... ******** این شما و این تصویر این آپ:
******** و اما برنده هفته گذشته: ******** خ.ن.ب.د.ز۱:یه هکر افتاده تو بلاگفا داره تارومار می کنه و می ره جلو..لیست وبلاگای دوستام که در عرض دیروز و امروز هکشون کرده رو می ذارم.هر کسی هم که هک شد می تونه لینک قبلی و جدیدشو بده که من تو وبم اعلام کنم.راستی.هر کسی ایمیل خصوصی ای که واسه وبلاگش انتخاب کرده با ایمیلی که تو وبلاگ معرفی کرده یکیه بره و متفاوتشون کنه.آخه اساس کار این هکر همینه.البته احتمالا... http://taki200020002000.blogfa.com http://alimahan-wow.blogfa.com خ.ن.ب.د.ز۲:خدایی هکره خیلی باکلاسه ولی.برین یه نظر کارشو ببینین.واسه خودش بنر درست کرده.منکه می گم آدم اگرم قراره هک بشه بهتره یه هکر با کلاس هکش کنه. خ.ن.ب.د.ز۳:یکی از دوستان از مادر من خواسته بود که با مادرش همکاری کنه ولی باید بگم که فقط مادر خودت این کاره س دوست من. خ.ن.ب.د.ز۴:از مهدیس خانمی هم معذرت می خوام که این همه مدت لینکشو اشتباه گذاشته بودم. خ.ن.ب.د.ز۵:اگه یه وقت وبلاگ منم هک شد برای اینکه لینک جدیدمو ببینین با آیدی namak_paash در تماس باشین. خ.ن.ب.د.ز۶:هفته بعد یه تلخند سیاسی می ذارم. خ.ن.ب.د.ز۷:اگه راست می گین این دفه بگردین و غلطی رو که تو متن گذاشتم پیدا کنین. خ.ن.ب.د.ز۸:انگار یکی از بچه ها که وبشم هک شده راست می گفت.گفت وقتی من همچین مسابقه ای می ذارم حواس همه می ره پی پیدا کردن غلطه و کسی متوجه منظور من از نوشته هام نمی شه...از هفته بعد این مسابقه دیگه وجود نداره. خ.ن.ب.د.ز۹:تو خ.ن.ب.د.ز۱ لینک چن تا وبلاگو داده بودم که هک شدن.یکیشون این وب بود کم اوردی سوت بزن که آدرس جدید این وب اینه: کم اوردی سوت بزن که خداییش من از وبش خوشم میاد.بازم می گم هر کس دیگه هم اگه وبش هک شد بهم بگه که لینک قدیمی و جدیدشو تو وبم بذارم. خ.ن.ب.د.ز۱۰:بچه ها وبلاگ عروس مرده ها که هک شده بود رو یادتونه؟لینک جدیدش اینه. خ.ن.ب.د.ز۱۰:حکیمی را گفتند : برادرت در چه حال است؟ گفت : وفات گفتند: سبب چه بود؟ گفت : حیات تعداد نظرات:۸۵ |
|